بازاریابی به زبان ساده

بازاریابی به زبان ساده یعنی پیدا کردن بازارهای مناسب فروش محصولات و یا سرویس های ارائه شده.بسیاری از مردم اشتباهاً بازاریابی را به معنی فروش و معرفی محصول به صورت تلفنی و یا حضوری در بازارها می دانند.

بازاریابی به زبان ساده

کلیه حقوق تصویر متعلق به kamila.zarembska میباشد.

اگر بخواهیم مقایسه ای میان رئسای جمهور کشورها، مدیران، دانشمندان و حتی افراد یک خانواده داشته باشیم، باید بگوییم که تماماً بازاریاب هستند. این بدان معنی است که همه اقشار جامعه در طول زندگی خود در حال معرفی کشور، معادن و ذخایر و حتی عقایدشان هستند.
بنابراین ما همواره در حال فروش و ارائه موضوعی هستیم و یا دیگران در حال فروش و یا ارائه خدمات به ما هستند. به نظر می رسد برای ما از مرگ، مالیات و فروشندگی راه فراری وجود ندارد! پس فروش و فروشندگی تنها یک از هزار است و نه مهمترین وظیفه بازاریابی.

اگر فقط بازاریاب در حال شناخت نیاز مشتری، تولید کالای مورد نیاز جامعه و بازار هدف، قیمت گذاری مطلوب بر اساس تحقیقات بازار، توزیع و کانال های فروش و تبلیغات به موفقیت نزدیک شود، در آن زمان است که بهترین عرضه و فروش محصول نصیب ما خواهد شد و این همان بازاریابی است.
به گفته محققان پارک بازاریابی ایران هدف از بازاریابی از نظر مدیران ایرانی فروش محصول است در صورتی که حقیقت هدف بازاریابی از بین بردن فروش به معنای عام کلمه است! بله درست متوجه شدید. به نظر این کارشناسان محصول باید بر اساس نیاز مشتری تولید گردد و به شکل صحیح معرفی شود و با قیمت مناسب، در محل مناسب به مشتری عرضه گردد,آن زمان است که محصول خود به خود فروش می رود. و شاید آن موقع کمتر نیاز به فروشنده حرفه ای احساس شود. این موضوع بدین معنا نیست که فروش و تبلیغات اهمیتی ندارند بلکه برعکس این دو موضوع تنها گوشه ای از فرایند بزرگی به نام بازاریابی می باشند. پس بازاریابی ترکیبی که شامل فرایندی از ابزارهای بازاریابی است که به منظور ایجاد کنش بر محیط بازار با هم تلفیق شده و ارائه می گردند.

بازاریابی یک فرایند مدیریتی است که به واسطه آن ذی نفعان از طریق تولید و مبادله با یکدیگر به امر تأمین نیازها و خواسته های خود عمل می نمایند.

برای وضوح تصویر درست از بازاریابی باید به خواسته ها، نیازها، تقاضا، مبادله، معامله و بازار بپردازیم تا بتوان معنی درست بازاریابی را کسب نمود.
حال اگر بخواهیم مفاهیم بازاریابی را بیشتر باز کنیم باید چند مورد را کامل تشریح نماییم. اولین موضوع، بحث کسب اطلاعات از راه تحقیقات می باشد. تحقیقات نقش بسیار موثری در مباحث بازاریابی ایفا می نماید. تحقیقات بازار و تحقیقات بازاریابی اولین حلقه از زنجیره بازاریابی هستند. این حلقه را با یک مثال توضیح می دهیم. فرض کنید یک بیمار با سر درد شدید به پزشک مراجعه می نماید و اظهار سردرد شدیدی دارد و طلب دارو از پزشک می نماید اما پزشک آزمایشاتی را برای وی نوشته و از بیمار می خواهد پس از انجام آزمایش به پزشک مجدداً مراجعه نماید. تحقیقات بازاریابی نیز همین نقش را در یک برنامه و یا تشخیص بازاریابی ایفا می نماید.
تا زمانی که تحقیقات علمی و میدانی در بازار از مصرف کنندگان انجام نشود امکان ارائه تجویز وجود ندارد و یا حداقل به صورت قطعی نمی توان اظهار نظر داشت. حال تحقیقات بازار از لحاظ علمی به معنی فرایند طراحی، جمع آوری، تجزیه و تحلیل و ارائه سیستماتیک داده ها و یافته های مربوط به یک وضعیت خاص بازاریابی می باشد که شرکت با آن مواجه شده است. البته تحقیقات بازاریابی را نباید با تحقیقات بازار اشتباه گرفت. تحقیقات بازار یا کنکاش در یک بازار خاص، فقط یکی از اجزا تحقیقات بازاریابی است. تحقیقات بازار به طور خاص با جمع آوری اطلاعات درباره اندازه و روند بازار سر و کار دارد. اما تحقیقات بازاریابی سطح وسیع تری را در بر می گیرد. پنج فعالیت عمده تحقیقات بازاریابی عبارتند از:

  1.  شناسایی اندازه بازار
  2.  شناسایی سهم بازار: اینکه محصول در کجای این بازار است
  3.  تجزیه و تحلیل میزان فروش
  4.  مطالعه در مورد کارهای جدید در صنعت
  5.  مطالعه رقبا

تحقیقات بازار و بازاریابی نبض هر سازمان تجاری و غیرتجاری می باشد و نقش سازنده و خیلی مهمی را در تشخیص ها ایفا می نماید.
گزینه پس از انجام تحقیقات بازاریابی، بخش بندی بازارهاست. بخش بندی به زبان ساده بدین معناست هر کس ادعای انجام کار برای همه افراد را دارد، مثل این است که اصلاً برای هیچ کس کاری انجام نداده است. بنابر این ضرب المثل در بازاریابی هم توصیه می گردد بازارها تقسیم بندی شود. این بخش بندی به روش های گوناگون می توان انجام داد به عنوان مثال بر اساس سن، جنسیت، رتبه اجتماعی، جغرافیا، نوع صنعت و … می توان بازارها را بخش بندی نمود. دلایل متعددی که امکان ارضاء کلیه خواسته‌های خریداران یا مشتریان با روش یکسان وجود ندارد که عبارتند از :

  1.  پراکندگی جغرافیایی مشتریان
  2.  زیاد بودن تعداد مشتریان
  3.  تنوع روش های خرید توسط مشتریان
  4.  تنوع خواسته ها
  5.  وجود رقبای توانمند در بخش‌های مختلف
  6.  قابلیت های متفاوت مؤسسات و شرکت ‌ها

علاوه بر دلایل فوق، سه مزیت نیز جهت تقسیم بازار برای عرضه‌کنندگان محصولات و خدمات وجود دارد.

  1.  تخصیص بودجه متناسب با هر خرده بازار بر اساس اطلاعات آن قسمت به وجود می آید.
  2.  با شناخت دقیق بازار برای جلب رضایت بیشتر گروه‌های مصرف کننده، می‌توان در برنامه‌های تولید و عملیات بازاریابی خود تغییراتی ایجاد نمود.
  3.  تست نیازهای هر قسمت در قبال عرضه رقبا و سنجش میزان رضایت مشتری (شناخت دقیق رقبا) امکان‌پذیر می گردد.

عوامل مختلفی بر بخش‌ بندی درست بازار تأثیر می گذارند که عباتند از:

  1.  مقرون به صرفه بودن از لحاظ اقتصادی
  2.  قابلیت اجرا با توجه به منابع مؤسسه
  3.  قابل اندازه گیری بودن میزان خرید بخش ها
  4.  قابل دسترسی بودن خریداران بخش های مختلف

بخش بندی‌ های جدید از درون تحلیل طبقه ‌بندی جاری سازمان از ویژگی‌ های مشتریان، رفتار خرید، و طرز استفاده محصول توسط مصرف‌ کنندگان بیرون می‌ آیند. که در واقع این موضوع بیانگر استفاده بیشتر از متغیر های جمعیت‌ شناختی و رفتاری است.

آموزش بازاریابی به زبان ساده توسط پارک بازاریابی ایران نوشته و برای سئوموز ارسال شده است.

خبرنامه ایمیلی سئوموز فارسی
(No Ratings Yet)

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *